فراتر از سکوت
Showing posts with label
داستانک های رئالیستی
.
Show all posts
Showing posts with label
داستانک های رئالیستی
.
Show all posts
Tuesday, August 23, 2011
خطای دید
هفت تیر، از تاکسی که پیاده شدم: ماشین های پلیس مدام پر می شدند!
دیشب معلمی میدان انقلاب را با آتشی به جان اش روشن ساخته بود.
سوار تاکسی که شدم ...، فهمیدم بازداشتی ها، همه، زن بودند!
آتش انقلاب، هنوز به گوش هفت تیر نخورده بود...
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)